اشـتـبـاه
شرح دلتنگی
ای یار جفا کرده پیوند بریده
این بود وفاداری و عهد تو ندیده
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده
ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
افسانه مجنون به لیلی نرسیده
در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
از خواب نباشد مگر انگشت گزیده
بس در طلبت کوشش بیفایده کردیم
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده
مرغ دل صاحبنظران صید نکردی
الا به کمان مهره ابروی خمیده
میلت به چه ماند؟ به خرامیدن طاووس
غمزت به نگه کردن اهوی رمیده
گر پای به در می نهم از نقطه شیراز
ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده
با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد
رفتیم دعا گفته و دشنام شنیده
روی تو مبیناد دگر دیده سعدی
گر دیده به کس باز کند، روی تو دیده
حالم بد است مثل زمانی که نیستی!
دردا که تو همیشه همانی که نیستی!
وقتی که مانده ای نگرانی که مانده ای
وقتی که نیستی نگرانی که نیستی!
عاشق که میشوی نگران خودت نباش
عشق آنچه هستی است نه آنی که نیستی...!
با عشق هرکجا بروی حی و حاضری
در بند این خیال نمانی که نیستی!
تا چند من غزل بنویسم که هستی و
تو با دلی گرفته بخوانی که نیستی!
من بی تو در غریب ترین شهر عالمم
بی من تو در کجای جهانی که نیستی؟!!
غلامرضا طریقی
"كمي آرامش"
روزگارا ...! تو اگر سخت به من ميگيري،
با خبر باش كه پژمردن من آسان نيست.
گرچه دلگيرتر از ديروزم،
گرچه فرداي غم انگيز مرا ميخواند،
ليك باور دارم دلخوشي ها كم نيست...
شیشه دل از کفم افتاد ،گفتم : "هی" بگیر
بس که نازک بود این دل، از صدای "هی " شکست ....