تبليغاتX
بر باد رفته

بر باد رفته

شرح دلتنگی

اشـتـبـاه

چـه اشـتـبـاه بـزرگـیسـت ؛ تلخ کردن زندگی  بـرای کـسـی کـه : در

دوریت شـیـریـن تـریـن لـحـظـات زنـدگی اش را سپری مـی کـنـد ... !!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 22:30  توسط هوشنگ  | 

...

باز هم دلمان گرفته

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 22:55  توسط هوشنگ  | 

بیا...

بیا ای دلربا ، ای ماه خوبان

مرا در آتش هجران مسوزان

دلم را شادمان کن با پیامی

که دل از تو بریدن نیست آسان

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 23:17  توسط هوشنگ  | 

ای یار جفا کرده‌

ای یار جفا کرده‌ پیوند بریده

این بود وفاداری و عهد تو ندیده

در کوی تو معروفم و از روی تو محروم

گرگ دهن آلوده یوسف ندریده

ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند

افسانه مجنون به لیلی نرسیده

در خواب گزیده لب شیرین گل اندام

از خواب نباشد مگر انگشت گزیده

بس در طلبت کوشش بیفایده کردیم

چون طفل دوان در پی گنجشک پریده

مرغ دل صاحبنظران صید نکردی

الا به کمان مهره ابروی خمیده

میلت به چه ماند؟ به خرامیدن طاووس

غمزت به نگه کردن اهوی رمیده

گر پای به در می نهم از نقطه شیراز

ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده

با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد

رفتیم دعا گفته و دشنام شنیده

روی تو مبیناد دگر دیده سعدی

گر دیده به کس باز کند، روی تو دیده

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 23:36  توسط هوشنگ  | 

یلدا

امشب دلمان بد جوری گرفته

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 23:33  توسط هوشنگ  | 

حالم بد است

حالم بد است مثل زمانی که نیستی!


دردا که تو همیشه همانی که نیستی!


وقتی که مانده ای نگرانی که مانده ای


وقتی که نیستی نگرانی که نیستی!


عاشق که میشوی نگران خودت نباش


عشق آنچه هستی است نه آنی که نیستی...!


با عشق هرکجا بروی حی و حاضری


در بند این خیال نمانی که نیستی!


تا چند من غزل بنویسم که هستی و


تو با دلی گرفته بخوانی که نیستی!


من بی تو در غریب ترین شهر عالمم


بی من تو در کجای جهانی که نیستی؟!!


غلامرضا طریقی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 23:48  توسط هوشنگ  | 

كمي آرامش

"كمي آرامش"


روزگارا ...! تو اگر سخت به من ميگيري،


با خبر باش كه پژمردن من آسان نيست.


گرچه دلگيرتر از ديروزم،


گرچه فرداي غم انگيز مرا ميخواند،


ليك باور دارم دلخوشي ها كم نيست...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 23:37  توسط هوشنگ  | 

شیشه دل از کفم افتاد ،گفتم : "هی" بگیر


بس که نازک بود این دل، از صدای "هی " شکست ....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 0:19  توسط هوشنگ  |